تبلیغات متنی
آزمون علوم پایه دامپزشکی
خرید تردمیل خانگی
تور لحظه آخری
قیمت ماسک یکبار مصرف
مربی سگ
خرید گیفت کارت
خرید لپ تاپ استوک
Window repair
گیربکس خورشیدی
Window repair
پکیج ایران رادیاتور
بهترین آموزشگاه زبان در تهران
کارشناس سئو
deli meat
دانلود سریال کرگدن
اجاره بیلبورد
قیمت لوله استیل
Tobacco
دوره آموزش سئو
تجهیز صنعت
عوامل موثر بر استرس و كنارآيي

تبليغات

آرشيو مطالب

امكانات ديگر

آمار

    تعداد آنلاین : 1
    بازدید امروز : 9
    بازدید دیروز : 0
    هفته گذشته : 9
    ماه گذشته : 15
    سال گذشته : 3524
    بازدید کل : 4939
    کل مطالب : 10
    نظرات : 0

عوامل موثر بر استرس و كنارآيي

 

2-8-1- حمايت اجتماعي

همانگونه كه خاطر نشان كرديم ارزيابي ثانوي از موقعيت هاي پراسترس نه تنها ارزيابي انتخاب هاي كنارآيي بلكه دسترسي به حمايت اجتماعي را نيز شامل مي‌شود .

حمايت از طرف ديگر افراد مي‌تواند اشكال بسياري چون : اطمينان آفريني ، راهنمايي ، توصيه ، همدردي ، مساعدت مستقيم از طريق تهيه كالا و خدمات را شامل شود ( گين ، 1995 )

اين نوع اطلاعات مي‌تواند كمك به خاموش كردن آثار استرس شده و خطر بيماري را كاهش دهد . منابع حمايتي مي‌تواند شامل دوستان ، همسران . دلباخته ها ،  كودكان ،اعضاي مسجد ، اعضاي باشگاه يا حتي يك حيوان دوست داشتني باشد . احساس حمايت به نوبة خود مهمتر از شخصي است كه آن را فراهم مي‌كند (كاسيدي ،1999)

يك سيستم حمايت اجتماعي نيازمند وسعت خيلي زيادي جهت سودمند واقع شدن نيست . مهمترين چيز داشتن حداقل يك دوست محرم راز است تا فرد بتواند به سمتش روانه شود (ورتمن و همكاران ، 1998 ).

حمايت اجتماعي اثر سودمند كلي برسلامتي و رفاه دارد . بهر حال ، دلايل سودمند ي اش هميشه روشن نبود . اما درهر صورت حمايت اجتماعي دو اثر بر سلامتي دارد : يك تاثير عمومي و ديگري اثر ضربه گير آن ( كوهن و ويلز، 1985 )‌. تاثير عمومي آن بر كيفيت زندگي است كه با فراهم آوردن يكپارچگي فرد در شبكه اجتماعي بدون توجه به اينكه آيا زندگي او پراسترس هست يا نيست حصول مي يابد، تاثير ضربه گير آن به توصيف كمكي كه از طريق حمايت اجتماعي به فردي كه درحال گذر از رويداد پراسترسي است ، مي پردازد . اين حمايت، يا تنفر از محرك تنش زا را كاهش مي‌دهد . يا فرد را در برابر آن قوت قلب مي بخشد .اكثر تاثيرات سودمند ضربه گير حمايت اجتماعي از باور فرد به دسترسي داشتن به چنين حمايتي ، نشات مي‌گيرد .

دانلود پایان نامه ارشد

در شرايط پراسترس دريافت واقعي حمايت اجتماعي نسبت به دسترسي مشاهده شده (ادراك شده ) رابطه اندكي باسلامتي دارد ( وتينگتون[1] و كسلر[2]، 1986 ، هلر[3] و سوئيندل[4] و دازنبري[5]، 1986 )‌ تنها همين كه فرد بداند دوستان حمايت گري دارد كه مي‌تواند با آنها تماس بگيرد ، از استرس وي بميزان زيادي كاسته مي‌شود ( كوهن و ويلز[6] ، 1985 ،‌كاترونا[7] و راسل[8]، 1990 ) بطور مثال ، اطمينان بخشي مجدد و پذيرش فردي كه در شرف طلاق است ممكن است به او كمك كند تا احساس بهتري داشته باشد . برخلاف آن نصيحت كردن در چنين شرايطي ممكن است نامناسب بوده و نتيجه معكوس دربرداشته باشد ( گين ، 1995 ) .

بسياري از محققين ( كسل[9]، 1976 ، گانستر[10] و ويكتور[11]، 1988 ) اظهار داشته اند . افرادي كه بخشي از يك شبكه وسيع اجتماعي اند ، تاثير منفي كمي از رويدادهاي پراسترس زندگي كسب مي‌كنند واحتمال كمي دارد كه دچار استرس مرتبط با مشكلات بهداشتي شوند . سيستم هاي حمايتي طبيعي موجود نظير خانواده هاي گسترده ، گروههاي كاري و اجتماعات ، كنار آيي بازتواني وبهبودي بهتري را فراهم مي‌كنند.  فرضيه ارائه شده اينست كه حمايت اجتماعي بعنوان يك ضربه گير يا ميانجي بين استرس هاي زندگي و سلامت پايين ( فقر سلامتي ) عمل مي‌كند . ( پاول وانرايت[12] ، 1991 ).

واژه حمايت اجتماعي اشاره به دسترسي تماسي شخص به يك فرد شامل ديگر افراد يا گروهها مي‌شود .

اين تماس شماري از سودمنديهاي آشكار را در پي دارد :

1ـ براي آن فرد را هر براي بيان احساساتش فراهم مي آورد.

2ـ پسخوراند نشأت گرفته از ديگران در كمك به ايجاد يك ارزيابي مناسب از يك موقعيت و كمك به شخص براي برقراري حس معنا بخشي موثر است .

 3ـ تماس هاي اجتماعي مي‌تواند اطلاعات مفيد و كمك عملي را نيز فراهم آورد. شماري از مطالعات اظهار داشته اند ، افرادي كه تنها زندگي مي‌كنند و با ديگر افراد و سازمانها رابطه اي ندارند. استعداد بيشتري براي ابتلابه بيماري مرتبط بااسترس دارند . ( لينچ[13]، 1977 ) استدلال كرد افراد منزوي از اجتماع مرگ زودرسي دارند . او به مقايسه تعداد مرگ و ميرهايي پرداخت كه نشان از ميزان پايين تر مرگ ومير در ميان افراد متأهل نسبت به افراد مجرد داشت (مرگ ناشي از كل بيماريها). مطالعات پژوهشي نشان داده كه اعضاي گروههاي مذهبي معين ميزان شيوع كمتري ازمشكلات بهداشتي مرتبط با استرس دارند كه اين موضوع به پيوستگي تنگاتنگ و اجتماعات يكپارچه آنها اسناد داده مي‌شود.  در بسياري از موارد كميت تماس ها مهم نيست، بلكه كيفيت ياخود ارتباط ارزشمند است . در مطالعه اي براون[14] و هريس[15] ( 1978 ) نشان دادند، زناني كه رابطه اطمينان بخشي با همسر ، دلباخته يا يك دوست داشتند 90 % كمتر احتمال داشت كه افسرده شوند و اين در مقايسه با زناني بود كه به چنين ارتباطي تكيه نداشتند ( پاول وانرايت).

2-8-2- تفاوتهاي فردي

دراكثر جنبه هاي رفتار انسان ، تفاوتهاي فردي نقش مهمي در فرايند هاي استرس و كنار آيي بازي مي‌كنند . برخي افراد سطوح بالايي از استرس را در موقعيت هايي كه اثرات خفيف تري برديگران دارد،  احساس مي‌كنند . برخي افراد دراغلب اوقات پرخاشگر هستند درحاليكه عده ديگري تحت نامساعدترين شرايط خونسرد و آرام باقي مي مانند . برخي پس از گم كردن چيزي ، با بدقولي و حتي بيماري و آسيب به سرعت به حال عادي باز مي گردند درحاليكه عدة ديگري ماهها و حتي سالها از اين موضوع رنج مي برند .بعلاوه افراد همانگونه كه بدنة عظيم پژوهشي آشكارا در مورد شيوه‌هاي كنارآيي نشان مي‌دهد درشيوه اي كه با محرك هاي تنش‌زا مقابله مي‌كنند تفاوت دارند .

متغير هاي شخصيتي ممكن است تا حدودي بر شيوه هاي كنار آيي كه افراد انتخاب مي‌كنند‌، تاثير داشته باشند . شواهد نشان مي‌دهد برخي افراد به احتمال بيشتري نسبت به ديگران درگير موقعيت هاي پراسترس شوند ( ورتمن وهمكاران ، 1998 ).

شخصيت ممكن است با متغيرهاي موقعيتي تعامل نموده ، يا استرس را كاهش داده يا شدت عواقب استرس را تشديد كند ( گين ، 1995 ).

2-8-2-1- شخصيت نوع A

يكي از منطقي ترين بحث ها براي اين فرضيه كه شخصيت موقعيت هاي زندگي را تحت تاثير قرار مي‌دهد توسط اسميت[16] و رودوالت[17] (1986 ) درارتباط با  متغير شخصيتي بنام الگوي رفتاري نوع A صورت گرفت . فرد داراي شخصيت نوع A به عنوان فردي است كه درجات بالايي از تلاش رقابتي ، ناصبوري ، پرخاشگري ، دشمني و واكنش فيزيولوژيكي به استرس را نشان مي‌دهد .

رفتار نوع A چهار الگوي اصلي دارد :

1 ـ حس شديدي از فوريت زماني[18]- اين افراد هميشه عجله دارند و تلاش براي انجام كار بيشتر در زمان كمتري دارند .

2 ـ خصومت بي جا و پرخاشگري- آنها بيش از حدرقابتي اند و احساس مي‌كنند كه استراحت و لذت بردن از فعاليت هاي سرگم كننده كار دشواري است ، خشم يا نوميدي اندك ممكن است انفجاري از خصومت رابه راه اندازد .

3 ـ رفتار گوناگون: اين افراد همزمان درگيردويا چند كار در زمانهاي نامناسب مي شوند .

4 ـ سعي در دستيابي به اهداف بدون برنامه ريزي مناسب- آنها به كارشان بدون برنامه ريزي مرحله به مرحله .براي دستيابي به اهداف مورد نياز هجوم مي آورند (پاول وانرايت ، 1991 ).

اسميت ورودوالت با ارائه بدنة عظيمي ازشواهد كه نشان مي‌دهد ( افراد نوع A ، انتخاب دريافت ، واكنش وتاثير پذيري شان از محيط اجتماعي به شيوه هايي است كه به نحو شگفت‌انگيزي درپر استرس بودن زندگي شان سهم دارد ، پرداختند ، بعنوان مثال ، فردتيپ A واضح نسبت به افراد نوع B روي مشكلاتي كار مي‌كند كه دشواري بيشتري دارد و در حاليكه چنين كاري را مي‌كند ، استرس فيزيولوژيكي بيشتري را نشان مي‌دهد ( هولمز، مك گيلي[19] و هوستون[20]، 1984 به نقل از گين ، 1995 ) .

افراد تيپ A نسبت به افراد نوع B ، تمايل دارند  و موقعيت هايي كه پراسترس و چالشي اندرا انتخاب كنند ( گريم[21] و يارنولد[22]، 1984) و نيز براي شناسايي عوامل تهديد كنندة آزادي فردي‌شان آمادگي بيشتري دارند ( رودوالت و كومر[23]، 1982 به نقل از گين 1995 ).



[1] . Wethington

[2] . Kessler

[3] . Heller

[4] . Swindle

[5] . Dusenbury

[6] . Wills

[7] . Cutrona

[8] . Russell

[9] . Cassel

[10] . Ganster

[11] . Victor

[12] . Powel & Enright

[13] . Lynch

[14] . Brown

[15] . Harris

[16] . Smith

[17] . Rhodewalt


برچسب ها :
,
نوشته: رسول | تاریخ: يکشنبه 11 شهريور 1397 |

تبليغات

درباره ما


POWERED BY
BLOGTEZ.COM
تمامي حقوق در انحصار اين وبگاه ميباشد و هرگونه كپي برداري غير مجاز و شرعا حرام است. طراحي شده توسط : آرياتمپ